حمد الله مستوفى قزوينى

214

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

خليفه تبه كرد بايكيال « 1 » را * فگندند بيرون سرش از سرا غلو بيش كردند از اين مردمان * بپيوست جنگى گران آن زمان خليفه به خود شد برون جنگجو * درآورد خون از غلامان به جو از اين و از آن مرد بيش از هزار * تبه گشت خيره در آن كارزار 55 سپه كرد ميل غلامان به جنگ * جهان بر خليفه از آن گشت تنگ بزد تازيانه كه اسپ از ميان * جهاند رهاند روان ز آن زيان خطا كرد اسپ و فگندش به راه * گرفتند او را جفاجو سپاه ز ره موسى ابن بوقا در رسيد * از اين كار از آن پادشا كين كشيد به الزام از او خلع درخواه كرد * نپذرفتى آن نامبردار مرد 60 كم او گرفتند و احمد گزين * ز تخم متوكل شد اندر زمين لقب معتمد يافت اندر مهى * شد از مهتدى گاه شاهى تهى غلامان فشردند خايه ورا * كز آن درد شد سوى ديگر سرا ز هجرت دو صد سال و پنجاه و شش * مه هفتمين عمر شب كرد خوش سى و هفت بد عمر و سالى از آن * بجز چند روزى خديو جهان 65 دو و هفت بد پور و شش دخترش * بر اين‌گونه شد تيره‌رو اخترش

--> ( 1 ) ( ب 51 ) . در اصل و سب : تينال .